عکس کینگ | تصاویر

رویاهای بر باده رفته سلطان خیالی ترکیه در سوریه!

۲۷ آذر ۱۳۹۵
پس از آزادی حلب از دست تروریست های مورد حمایت ترکیه،برخی رسانه های نزدیک به دولت این کشور، چند روزی است که پیکان حملات خود را به سمت ایران نشان رفته اند و از زمان آزادی حلب، روزی نیست که مطلبی علیه ایران و ایرانیان در این رسانه ها نوشته نشود؛ البته شاید ناراحتی ناشی از شکست تروریست های مورد حمایت سلطان ترکیه، این واکنش های هیجانی رسانه های نزدیک به شخص سلطان خیالی را برای خود آنان موجه جلوه دهد؛اما یادآوری چند نکته به سلطان خیالی و ملازمان، ضروری به نظر می رسد. 

به گزارش«تابناک»، اردوغان رئیس جمهوری که بسیار تمایل دارد، به جای رئیس جمهور، سلطان نامیده شود؛ از زمانی که در ترکیه به قدرت رسید،نمایشی هیجان انگیز را برای کسب محبوبیت در جهان اسلام آغاز کرد؛اما خیلی زود متوجه شد نمی توان با رژیم اسرائیل روابط راهبردی امنیتی و سیاسی داشت، اما در جهان اسلام محبوب شد؛ لذا در نمایشی،در مقابل دوربین های تلویزیونی، با چهره ای که بر افروخته بود،رو در روی شیمون پرز ایستاد!و با رژیم اسرائیل،پس از کشته شدن چند نفر از فعالان در کشتی صلح ظاهرا قطع رابطه کرد؛ اما همزمان روابط امنیتی اش را با رژیم اسرائیل، خارج از دید رسانه ها و افکار عمومی ادامه داد. 

پس از وقوع جنبش های مردمی در جهان عرب، اردوغان تصور می کرد، بهترین فرصت را به دست آورده که رویای دوران کودکی اش و پوشیدن ردای خلافت یا سلطنت را در جهان اسلام عملی کند؛ او پس از کنار رفتن حسنی مبارک در مصر و روی کارآمدن محمد مرسی اخوانی، خود را محور اخوانی های منطقه تلقی می کرد؛ برخی از رهبران اخوانی حماس نیز که همزمان دستشان به سوی ایران دراز بود، به رویای طفولیت اردوغان پیوستند و او را برای پوشیدن ردای سلطنت به امید اینکه بعدها از سلطان اردوغان، متنعم بشوند، کمک کردند. پس از سقوط قذافی ، اردوغان به نتیجه مورد نظرش در لیبی ، مانند آنچه در مصر اتفاق افتاد، نرسید، به همین منظور به سمت سوریه چرخید، جایی که  بشار اسد دوست دیرینه اش که با او پیش از این، روابط بسیار گرم و صمیمی داشت،در آنجا رئیس جمهور بود. 

در چارچوب سلطنت اردوغان، سوریه هم باید تبدیل به بخشی از جنبش اخوانی او در منطقه می شد، تا سلطنت او از سوریه و ترکیه گرفته تا فلسطین و مصر و لیبی، امتداد پیدا کند. لذا در سوریه با حمایت نیروهای تحت امرش، کشت و کشتاری چند صد هزار نفری را به راه انداخت که تا امروز هم ادامه دارد. سلطنت اردوغان، فقط با خون بود که سیراب می شد؛ به همین خاطر، سلطان خیالی ترکیه، با هر طرح یا توافقی که می توانست درگیری ها را در سوریه را به پایان برساند، مخالفت می کرد و در مقابل،مرزهایش را به روی هر تروریستی که می توانست به کمک اهداف او در سوریه بیاید، باز کرده بود ؛گستاخی سلطان خود خوانده، به حدی رسیده بود که در مقطعی از انضمام بخشی از خاک سوریه و حتی عراق به ترکیه سخن می گفت.

با این وجود نسخه های سلطان خود خوانده ترکیه، خیلی زود محمد مرسی را در مصر به شکست رساند و وقتی روابط مخفی اش را با رژیم اسرائیل مجددا علنی کرد، برخی از سران حماس، متوجه شدند که چه کلاهی از جانب سلطان خیالی سرشان رفته است؛ اما سران حماس، وارد راه بی بازگشتی شده بودند و بعید هم هست تا پایان راهی برای خروج از دام سلطان خیالی برای آنان باز شود. 

اردوغان؛ سلطان خود خوانده، وقتی که مشاهده کرد، رویایش برای مصر و لیبی و عراق برای باد رفته است و اروپایی ها و آمریکایی ها هم به او بد گمان هستند و او را برای رویای سلطنت پرورش یاری نمی کنند، شدت حمایتش را از تروریست هایش در سوریه دو چندان کرد تا بتواند اگر هم به هدف اولیه اش دست نیافت، به سمت تجزیه سوریه و تشکیل دولت تروریست های مورد حمایتش در حلب، حرکت کند؛ اما آزادی سازی حلب وفرار کردن دوستان تروریست سلطان خیالی، از این شهر، به شدت او را عصبانی کرده است؛ به همین خاطر است که در رسانه های نزدیک به دولتش، به ایران حمله می کنند؛ رسانه های سلطان خود خوانده، به درستی می دانند که ایران نقش مهمی در مقابله با تروریست های تحت حمایت اردوغان داشته است؛ شکست تروریست های اردوغان، ضربه سنگینی بود برای سلطان خیالی!

واکنش های عصبی و هیجانی رسانه های سلطان خیالی به شکست تروریست هایشان طبیعی است، اما یادآوری می کنیم که دوران سلطان و خلیفه به پایان رسیده است  و اکنون دوران دولت- ملت هایی است که با هویت مستقل خود تصمیم می گیرند که چگونه ادامه حیات دهند؛ همانگونه که خلیفه خود خوانده داعش روزهای پایانی اش را می گذراند، سلطان خیالی ترکیه هم باید همین روزها با اندیشه سلطانی اش خداحافظی کند.